اتیسم، رفتار و تاثیر مهربانی

0
506

روش انقلابی در مقابله با رفتارهای چالش برانگیز

لطفا به این امر واقف باشد که رفتار یک فرد مبتلا به اتیسم بر اساس پیش زمینه ای که او از تجربیاتش از دنیای اطراف دارد، بنا گذاشته می شود! افراد معمولی به این دلیل که پیش زمینه های ما را ندارند، قادر به درک صحیح برداشت های ما از دنیای اطرافمان نیستند. آنها بر اساس استباط خودشان از دنیای اطراف، تمام سعی شان را می کنند تا مفهوم رفتار ما را درک کنند. در این راه آنها اغلب به نتیجه اشتباه دست پیدا می کنند. حتی گاهی بر اساس این نتایج غلط ویژگی های منفی نادرستی را به ما اختصاص می دهند.

 

مثال: به عنوان یک فرد مبتلا به اتیسم، من می توانم شاهد پدیده های محیطی باشم: وقتی رطوبت موجود در هوا زیر تابش نور خورشید، از زمین به سمت بالا حرکت می کند: من تصور می کردم که دارم اشعه های خورشید را و دنباله جهان را می بینم.. در سال های ۱۹۵۰ به عنوان یک کودک من دنیایم را بر اساس این اطلاعات بنا کردم. من وقت ناهار، وقت استراحت بعد از ظهر، وقت شام و زمان خواب و سایر اتفاقاتی را که در طول روز رخ می دهد را بر اساس این برداشتم از دنیای اطراف، درک و درجه بندی کنم. به این ترتیب من توانستم ساعات روزم را سر و سامان بدهم و برایم مشخص شد که در طول روز باید انتظار انجام چه کارهایی را داشته باشم.

 

گاهی اوقات در برنامه روزمره آنچه که قرار است دیرتر اتفاق بیفتد، زودتر رخ می دهد. به عنوان مثال، من می توانم صبحی را یه یاد بیاورم که یک بستنی قیفی قبل از ناهار به من داده شد. بر اساس جدول زمان بندی من، این مسئله خارج از برنامه بود. من واقعاً قصد همکاری داشتم اما نمی توانستم خارج از برنامه این کار را انجام دهم! راه حل من برای این کار این بود: اول ناهارم را بخورم و بعد بستنی قیفی را. من در آن زمان کلام کافی نداشتم در نتیجه اصرار می کردم که قبل از خوردن بستنی قیفی باید ناهارم را بخورم و این در نظر دیگران بسیار ناخوشایند جلوه کرد.

 

در مثال بالا که از کودکیم گفتم، شما می بینید که من قصد لجبازی و کله شقی نداشتم. هدف من عدم همکاری و تعامل با دیگران نبود، قضیه دقیقاً عکس این مطلب بود. من داشتم سعی می کردم که برنامه زمان بندی دنیای اطرافم را که برایم قابل دسترس و قابل پیش بینی بود را حفظ کنم.

 

بر اساس درکی که از خورشید و تابش آن داشتم. من نیاز داشتم که برای تعامل با دیگران، این کار را بر اساس برنامه پیش ببرم. بر اساس برنامه زمانی که برای من تعریف شده بود، من وقتی می توانستم بستنی قیفی را داشته باشم که ناهار را خورده باشم . در برنامه زمانی من ناهار قبل از عصرانه (بستنی) قرار می گرفت.

 

در برخورد با فرد مبتلا به اتیسم، سعی کنید رفتار او را تفسیر به رأی نکنید. به این گونه که شما خودتان اگر در آن شرایط قرار داشتید، چه انگیزه یا مفهومی را استنباط می کردید. حتی اگر نمی توانید رفتار او را درک کنید، فرض را بر این بگذارید که رفتار بر اساس تجربیات دریافتی خود فرد مشخص از دنیای اطرافش انجام شده نه بر اساس درک و تجربه شما . در این موارد شما باید به دنبال راهکارهای خلاقانه تری برای رفع مشکل باشید.

 

شاید برای خوانندگان جالب باشد که بدانید، من که هم اکنون در دهه شصت زندگیم هستم، هنوز تا سه سال پیش ساختار ذهنیم را در مورد تابش خورشید که از کودکی همراهم بود را به دیگران نگفته بودم تا وقتی که کتابم با عنوان ” Painted Words: Aspects of Autism Translated ” را نوشتم. من وقتی جوانتر بودم، برای شرح دادن کلمات مناسب را در اختیار نداشتم. حتی اگر کلمات و توانایی لازم برای به کار گرفتن کلمات در برقراری ارتباط مؤثر را داشتم، نمی دانستم که باید این کار را انجام دهم. من چطور باید می فهمیدم که دیگران ممکن است به این موضوع علاقه مند باشند یا این مسئله می تواند یک موضوع برای گفتگو باشد در صورتیکه من هرگز ندیده بودم کس دیگری در این باره صحبت کند.

 

بیشتر بخوانید

۲۰ نشانه کودکان مبتلا به اوتیسم چیست؟

 

بسیاری اوقات سیستم عصبی فرد مبتلا به اتیسم اجازه دسترسی به اطلاعات و مهارتهای مورد نیاز در لحظه را نمی دهد.
من دارم سعی می کنم تا بزرگسالان، مراقبین و معلمین را قانع کنم که حتی اگر آنها از یک فرد اتیستیک بخواهند تا علت رفتارش را توضیح دهد، به ندرت ممکن است که او بتواند در این مورد حرف بزند. دلیل این کار این نیست که آنها نمی خواهند به شما بگویند، بلکه به این دلیل است که مبتلایان به اتیسم نمی دانند چگونه باید این کار را انجام دهند.

 

به جای اینکه تصور کنید او “نمی خواهد” ( مثلاً نمی خواهد به من بگوید یا از گفتن سرباز می زند) بدانید که او “نمی تواند” ( او قابلیت و مهارت کلامی لازم را ندارد و فاقد توانایی در لحظه است) .

نوشته: جودی اندو
ترجمه: سوسن اسفندیاری

این مطلب را به اشتراک بگذارید:

افزودن دیدگاه